|
ورود ممنوع! |

الهي،
همچو بيد مي لرزم مبادا كه به هيچ نيرزم
الهي،
به حرمت آن نام كه تو داني و به حرمت آن صفت كه تو چناني
كه ما را از وسوسه و از هواي نفساني و از غرور ناداني نگاه دار
كه مي تواني
الهي، ندانستم، چون دانستم نتوانستم.
«خواجه عبد الله انصاري»

نشود فاش کسی آن چه میان من و توست
تـا اشـارات نظر، نـامـه رسـان مـن و تـوست
گـوش کن! بـا لب خـامـوش سخن میگویم
پاسخـم گو به نگاهی که زبان من و تـوست
سايه
بعد التحرير: به جان خودم اينم تو آف برام فرستاده بودند
! خوشم اومد براتون گذاشتم!!! ![]()