تبليغاتX
یه جای دنج

ورود ممنوع!


یکی گفت: ببینم٬ بازم که قطعی!

اون یکی گفت: نه بابا! مگه نمی بینی؟ وصله! نگاش کن٬ روشنه!

یکی دیگه گفت: تا قطع نشی٬ وصل نمی‌شی...

....

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 13:31  توسط نقطه  | 


 

                به عمد گل آلودند

                              تا عمیق جلوه کنند

                                                  - - - - !!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 10:27  توسط نقطه  | 


یه عطش مونده به دریا
یه قدم، مونده به رویا
یه نفس، مونده به آغاز
یه غزل، مونده به پرواز
یه ترانه مونده تا یار
یه طنین، مونده به آوار
یه ستاره مونده تا روز
یه سفر، مونده به دیروز...

بگو تا، لحظه ی دیدار
چندتا لب ریختگی مونده
چندتا بغضِ سرد نشکن
چندتا آوازِ نخونده...

با تو تا تو می‌رسم، من
بی حساب سرد پیرهن
میگذرم از این، گذرگاه
واسه پیدا کردن، ماه

واسه کشف آخرین، زخم
تا پُل، معلٌق اخم
سر میرم تا...لب بارون
تا شب، گریه‌ی مجنون

سر میرم تا، لبِ بارون
تا شب، گریه‌ی مجنون.....

......

 

 

شعر:یغما گلروئی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 19:47  توسط نقطه  | 


نمی‌دونم چرا دیگه شیطنتم نمی‌آد! به نظرم مریض شدم!

حالم بده حالم بده...!

منو ببرید دکتر! نمی‌دونم چرا دیگه نمی‌تونم سر به سر کسی بزارم!

من پرستار می‌خوام!!!

دلم چاه نفت می‌خواد!!!

دلم خیلی چیزهای دیگه هم می‌خواد....!!!

همین!!

 

بعد التحریر: چون تا یکشنبه نیست از برندش استفاده کردم!

جاش سبز!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 12:7  توسط نقطه  | 


...اين است «امانتي» كه بر دوش آدم سنگيني مي كند
و اين است آن «پيماني»

كه در نخستين بامداد خلقت با خدا بستيم،
و «خلافت» او را در كوير زمين تعهد كرديم
ما براي همين هبوط كرديم،
و اين چنين است كه به سوي او باز مي گرديم.

انسان بيش از زندگي است
آنجا كه هستي پايان مي يابد
او، ادامه مي يابد....


دكتر علي شريعتي

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 8:38  توسط نقطه  |